تبليغاتX
نوشته های آنی

نوشته های آنی

××××××××××××××××××

او هم رفت

او هم رفت . او هم مثل دیگری رفت و من تنها ماندم را به دست آوردم . چه کسی مرا در خواهد یافت ؟ شاید دیگر کسی نیست !! اما آنطرف دیوار ، شاید کمی آنطرفتر که هرگزم دستم نرسد نشسته است دستی مهربان. من که خسته راهرو نیستم . گریختنم نیست . قدم میزنم . لذت میبرم در سکوت تنهاییم . روزگارم خوب است . آنکه نفهمید مرا تنهایم گذاشت و بی تنهایی را برای خود یدک کشید . ندانست که من و تنهایی روزگارانی داشتیم . از همان نطفه کثیف ، اما در منجلابی از محبت . حال چه فرقی کرده ام . او را پرسم . نداند و ندانسته گامش از من کج کند. 

به چه زیباست این جهان . دوستت دارم زندگی . دوستت دارم تنهایی پر مهر . دوستت دارم .... 


+ نوشته شده در  88/07/28ساعت 21:3  توسط افشین م چ  | 

برای خدا ؟

دیدم کسانی رو که تا مشکلی براشون پیش میاد شروع می کنند به نماز خواندن ، روزه گرفتن و دعا .  ولی وقتی کبکشون خروس می خونه ، اصلا خدا کیه ؟ حالا اگه قراره خدا این عبادتها رو قبول کنه واقعا که باید کافر شد و خدا رو ..... . 

+ نوشته شده در  88/07/19ساعت 18:46  توسط افشین م چ  | 

خواب

صبح زود بلند شدن از خواب شاید خیلی سخت باشد. شکستن خواب شیرین و ترک بستری نرم و گرم و راحت. اما وقتی با عجله تمام این خوشیها رو کنار می گذارم و آماده میشوم برای رفتن به دل کوه و طبیعت لذت بس بزرگتر در راه هست . در جمع دوستان و در میان طبیعتی دوست داشتنی (حتی اگر بشر در ساختش نقش داشته باشد ) خیلی خوشایندتر است . زمانی که بر میگردم تا مدتها نتایج همین کوه نوردی عادی شارژم میکند . 


+ نوشته شده در  88/07/03ساعت 12:15  توسط افشین م چ  | 

روز اول مهر

27 سال پیش درست همین روز (روز اول مهر) دست در دست مادر مهربانم وارد دنیای جدیدی شدم. محیطی بنام مدرسه . خیلی راضی نبودم و نق هم میزدم و به همدلی با هم دوره ای های جدیدی که اشک میریختند شاید هم نوا هم شدم . الان بعد از 27 سال باز یاد آن دوران افتادم . دوران پر از فراز و نشیب . دوستان و همکلاسیهایی با اخلاق و رفتارهای مختلف . از آن اسدالهی که عاشق تغذیه های من بود و سال اول دبستان رو در 3 سال تمام کرد تا آن حسین طالعی که مثل مرد بزرگها ، لوتی مدرسه و کلاس بود و یا آن سه پسر کلاس سومی که قصد آزار منو داشتن و با ترفندی که داشتم همه کلاس اولیها رو علیه شون بسیج کردمو همین باعث دوستی ما شد. حبیب پسر فراش دوران کودکستانم که خیلی اذیتش کردم و اشکشو در آوردم . زحمتکش ، که منو یاد پسر شجاع می انداخت . اسفندیاری که تنها رقیبم در درسهابود و دایما رتبه های اول و دوم رو بین خودمان عوض میکردیم و طالبی چوپان که مثل آفریقایها می موند و شپشهاش باعث شد مدتی در یک گوشه و دور از ما بشینه و بالاخره خانم معلمهای خوبی که داشتیم و آقای فیضی مدیر مدرسمون که وقتی داوطلبانه به جنگ رفت پشت سرش جوک ساختیم که آفای فیضی بجای گلوله خمپاره پوتینشو پرتاب کرده . همینطور آفای طالبی ناظم خشکی که برام همیشه مثل یک جنتلمن بود و همسایه هم بود . 

هیچ دلم نمی خواد به اون دوران برگردم چون تمام کودکیمو و آموخته هامو در اون دوران پشت سر گذاشتم . اما دوران شیرینی بود و دوست دارم بازم در چنین محیطی باشم .


+ نوشته شده در  88/07/01ساعت 10:0  توسط افشین م چ  | 

جهان سومي و پايتخت

مدتي هست كه گرد و غبارهاي كشورهاي عربي ( كه هميشه عامل بدبختي ما ايرانيها بودند و هستند ) وارد شهر تهران و چند شهر بزرگ شده و مقامات سعي در حل كردن اين معضل دارند . 

اونروز جواني اهوازي كه مهمان شهرمان بود مي گفت سالهاست كه همين گردو غبار شهر ما رو گرفته ولي هيچ اقدامي نشده بود ولي حالا تا پاش به تهران رسيد بلافاصله اقدام كردند همون بلايي كه موقع جنگ سرمان آوردند .

ميگفت : در طول جنگ هر روز بمب و موشك روي شهر ما مي ريختند ولي جنگ همچنان بي هدف ادامه داشت ، تا اينكه همين موشكها وارد آسمان تهران شدند و بلافاصله امام جام زهر نوشيد و صلح نامه امضاء شد و راه قدس كه بايد از كربلا ميگذشت تغيير مسير داد. 

اين حرفها منو ياد جملاتي انداخت كه سالها پيش شنيده بودم : " در كشورهاي جهان سومي نبايد زندگي كرد ولي اگر مجبور بودي بايد در پايتخت آن كشور يا حداقل در حومه پايتخت زندگي كني "


+ نوشته شده در  88/05/19ساعت 21:6  توسط افشین م چ  | 

چرا

چرا ديگه نوشتنم نمياد

وقتي با خودم در ميان مردم خلوت ميكنم ؛ موقع غروب آفتاب ، هر وقت كه ياد بدبختيها و خوشبختيهاي خودم و ديگران ميفتم و هر وقت كه آهنگي نه شايد هم دلنشين و هنري حسي برام ايجاد ميكنه ؛ ذهنم پر ميشه از جملات و مطالبي كه مي خوام بيام و بنويسم تو  وبلاگم 

اما همين كه پشت سيستم مي شينم هيچكدوم تو ذهنم نيست البته نه اينكه نيست ديگه روحي ندارند زنده باشند و به درد بخور.

همينه كه وبلاگم مدتهاست چيزي نداره .


+ نوشته شده در  88/05/08ساعت 19:41  توسط افشین م چ  | 

یاس

یک سال از رفتنت گذشت . امروز وقتی بار دیگر چشم به آن هیبت با وقارت افتاد بازهم باورم نمیشد که رفته ای . یک سال گذشت اما هیچگاه رفتند را باور ندارم . تو برایم یک شخصیت بزرگ در زندگی بودی . پر بودی . گفتنی ها داشتی . تازگی داشتی . بارها آرزو میکردم کاش بجایت من رفته بودم . آه . میدانم که سخن گفتن با تو بی فایده هست . اکنون دیگر به نیست پیوستی . از همانجا که آمده ایم . شاید در کالبدی دیگری رشد کنی شاید ابدی گردی و شاید هم نیست و نابود فقط اسمی باقی بگذاری . اما هر چه باشد دیگر بین ما نیستی و تمام این نوشته ها و درد دلها برای خودم است . برای تسلی دادن به خودم که نبودنت را فراموش کنم . دیگر باید باور کنم نیستی . اما همیشه برایم همان حبیب باوقار ، خستگی ناپذیر ، دوست داشتنی امیدوار هستی .

یادت گرامی باد حبیب کریمی عزیز

حبیب کریمی ینین یاس گونی

+ نوشته شده در  88/03/21ساعت 23:17  توسط افشین م چ  | 

مردمان مرتجع

چند سالی هست که ایام فاطمیه را گروهی مد کردند و امسال هم به اوج خودش رساندند . عزاداری خیابانی به خاطر شهات فاطمه . مردم عوام و مرتجع هم که در کشور ما فراوان هستند مثل همین دوستم که یک ماه است موسیقی گوش نمیدهد و سیاه می پوشد که ایام فاطمیه هست و باید عزا دار بود . حالا به این نتیجه میرسم که حتی عزاداری برای حسین نیز به این گونه شروع گردید . یعنی حکومت وقت برای عوام فریبی دستجات عزاداری راه انداخت و حسین را برای ما بت کرد و بعدها دیگر کسی نمی توانست جلوی مردم عزادار را بگیر و چیزی هم بگویی می شوی کافر . و حال شاهد شکوفا شدن یکی دیگر از این عوام فریبها هستیم که مطمئناْ چند سال بعد با عظمتی بزرگتر اجرا خواهد شد و حکومت نیز به آن دامن خواهد زد و ما شیعیان مرده پسند نیز گرفتار این عوام فریبیها خواهیم گشت و دو ماه عزاداری بی خود تبدیل خواهد شد به سه ماه عزاداری بی شرمانه ما عوام .

در روزگاری که عربها برایمان جایگاهی جز عقب ماندگی و وحشیگری ندارند این عوام فریبی عرب پرستی برای چه نتیجه میدهد . آیا غیر اینست که ما عوام هستیم و بی فکر و دنباله رو جهل و جهالت ؟!؟!؟!؟!؟!؟

+ نوشته شده در  88/03/07ساعت 20:32  توسط افشین م چ  | 

جدول برنامه‌های تبلیغی موسوی در صداوسیما

گفت‌وگوی ویژه خبری از شبکه دوم سیما به مدت 45 دقیقه در روز 19 خرداد 88 به مصاحبه با مهندس موسوی اختصاص دارد.
مناظره موسوی با احمدی‌نژاد  13 خرداد 88
مناظره موسوی با رضایی   14 خرداد 88
مناظره موسوی با کروبی  17 خرداد 88
این مناظره‌ها در 90 دقیقه از شبکه 3 سیمای جمهوری اسلامی ایران در ساعت 22:30 تا 24 روزهای اعلام شده پخش خواهد شد.
جدول پخش برنامه‌های تبلیغاتی موسوی:
اولین برنامه تبلیغی مهندس موسوی در روز جمعه اول خرداد 88 از شبکه یک سیما از ساعت 21:45 تا 22:15 پخش خواهد شد.
9 خرداد، فیلم مستند تهیه شده در 30 دقیقه، شبکه یک سیما از ساعت 21:45 تا 22:15
18 خرداد، دومین فیلم مستند در 30 دقیقه، شبکه یک سیما از ساعت 21:45 تا 22:15
همچنین آخرین روز گفت‌وگوی ویژه خبری از شبکه دوم سیما به مدت 45 دقیقه در روز 19 خرداد 88 به مصاحبه با مهندس موسوی اختصاص دارد.
شبکه 4 نیز در روز 12 خرداد برنامه‌ای 60 دقیقه‌ای با موضوع پاسخ به کارشناسان را از ساعت 18:30 تا 19:30 روی آنتن می‌برد.
شبکه خبر، 15 خرداد برنامه‌ای در قالب گفت‌وگو با مهندس موسوی از ساعت 19:30 تا 20 پخش خواهد کرد.
شبکه جام جم نیز برای ایرانیان خارج از کشور دو برنامه برای هر کاندیدا در نظر گرفته که روز 4 خرداد برنامه 60 دقیقه‌یی مهندس موسوی و روز 16 خرداد برنامه مستند تهیه شده پخش خواهد شد.
برنامه‌های رادیویی مهندس موسوی:
شبکه سراسری صدا (رادیو ایران):
*دوشنبه 4 خرداد، مستقیم با مخاطبان، 17 تا 17:45
تکرار 8:30 تا 9: 15 سه‌شنبه 5 خرداد
* 19 خرداد، بحث تخصصی، 17 تا 17:45
تکرار 20 خرداد همان ساعت
 رادیو جوان:
*16 خرداد، بحث تخصصی، 16:15 تا 17
تکرار 17 خرداد، 19:15 تا 20
رادیو ورزش:
*7 خرداد، 15:30 تا 16:15
تکرار 8 خرداد 9:15 تا 10
رادیو معارف:
* 8 خرداد، 17:45 تا 18:30
تکرار 9 خرداد 11 تا 11:45
رادیو گفت‌وگو:
*17 خرداد، 19:45 تا 20:30
تکرار از رادیو فرهنگ، 18 خرداد 10 تا 10:45
+ نوشته شده در  88/03/02ساعت 21:24  توسط افشین م چ  | 

کوک

امروز خیلی کوکم .....
+ نوشته شده در  88/02/29ساعت 19:25  توسط افشین م چ  |